سادیسم چیست؟

تعریف سادیسم میل و قصد آسیب کلامی و جسمی به دیگران تنها برای لذت بردن است.

فرد سادیستیک بدرفتاری عمدی با قربانی خود را بسیار خوشحال کننده می داند. حتی از عذاب، رنج، پریشانی و درماندگی او لذت می برد. معمولاً قربانیان غریبه هایی هستند که دارای برخی خصوصیات مشترک مانند سن، ظاهر یا شغل می باشند. آنها نماد چیزهایی هستند که این فرد می خواهد تنبیه کند یا از بین ببرد. 

هیجان سادیسم همراه با تحمیل درد به قربانی است. رضایت در سو استفاده، تحقیر،  و در مواردی تخریب قربانی بروز می یابد.

هم اکنون با مشاوران پزشکت مشاوره آنلاین بگیرید

سادیسم جنسی یک نوع ناهنجاری است. به موجب آن فرد رضایت جنسی را از قدرت و کنترل بر قربانیان خود، ترس، وحشت، تحقیر و از جراحت و مرگ آنها بدست می آورد. حتی الگوی مداوم برای تحریک جنسی دیدن رنج دیگران است.

متأسفانه، بسیاری از قاتلان سریالی  سادیست هستند. لذت جنسی آنها به میزان شکنجه و مثله کردن و در نهایت به کشتار قربانیان آنها بستگی دارد. مجرم بیشترین رضایت را از پاسخ قربانی به شکنجه به دست می آورد.

بسیاری از الگوهای رفتاری جنایی معمولاً با سادیسم اشتباه گرفته می شوند. از جمله قتل با انگیزه انتقام و مثله کردن بعد از مرگ.

شخصیت سادیستی

سادیسم | پزشکت

خدمات بالینی و آزمایشی در منزل

شخصی كه دیگران را تحقیر می كند، الگوی طولانی مدت رفتار ظالمانه یا تحقیرآمیز را به دیگران نشان می دهد. یا عمداً درد یا رنج جسمی، جنسی یا روانی را به دیگران تحمیل می كند تا قدرت و تسلط یا  لذت به دست آورد. سادیسم در سیستم های طبقه بندی اختلالات روانی وجود ندارد. اما در DSM ذکر شده است که در قسمت اختلال پارافیلی جنسی مورد بحث قرار می گیرد. با این حال، خوب است که سادیسم جنسی لزوماً مربوط به سادیسم روزمره نیست. افراد می توانند در تعاملات روزمره خود با دیگران مثلاً در محل کار سادیست باشند. بدون اینکه رضایت جنسی را از ظلم بدست آورند.

بیماری پارافیلیا به معنی  تحریک جنسی حاصل از یک شی یا رفتار غیرجنسی است. پارافیلیا با خیالی که معمولاً با استمنا (masturbation) تقویت می شود، پایدار می ماند. در مورد پارافیلی های بسیار منحرف، تسهیل کننده ها یا مهارکننده هایی مانند پورنوگرافی یا الکل، به طور معمول استفاده می شود.

طبق مطالعات یک فرد طبیعی از نظر فیزیولوژیکی با توجه به شرایط رشد مناسب می تواند به یک قاتل سریالی سادیست تبدیل شود. که احتمالا  این شرایط به خاطر انحراف در  رشد مسیرهای عصبی است.

سادیست متجاوز

انگیزه فرد این است که از طریق ایجاد درد و رنج روحی و جسمی به رضایت جنسی دست یابد. افزایش خشونت معمولاً با افزایش برانگیختگی و تحریک ارتباط دارد. این افراد فرصت طلب هستند. آنها غالباً آدم ربایی و حمله ناگهانی انجام می دهند. متجاوزان سادیست تخیلات خود را بصورت نمادین و با اسارت و شکنجه انجام می دهند. کیفیت جنجالی و مناسکی به جرم می بخشند.

 سادیسم اینترنتی

سادیسم | پزشکت

فعالیت در اینترنت شامل گذاشتن نظرات تهدیدآمیز، تحقیرآمیز و اغلب ناشناس در صفحات رسانه های اجتماعی قربانی است. این نظرات غالباً معیارهای اجتماعی و اخلاقی را نقض می کند و حملاتی به نژاد، جنسیت،، گرایش سیاسی، مذهب و موارد دیگر را شامل می شود. این نظرات گاهی افراد مرده و خانواده های آنها را مسخره می کند یا شامل تهدید به خشونت علیه قربانی یا خانواده های آنها است و هدف ایجاد ترس و انزجار  و واکنش قربانی است تا فرد سادیست از آن لذت ببرد.

در مطالعه ای نشان داده شد که افرادی که به عنوان ترول اینترنتی و یا اوباش مجازی فعالیت می کنند در واقع دچار نوعی سادیسم هستند. این می تواند به دلیل لذتی باشد که این افراد از آسیب زدن به دیگران به دست می آورند. ویژگی های شخصیت  خودشیفته در ترولینگ نقش کمتری دارد. شاید به این دلیل که افراد خودشیفته بیش از حد مشغول تمرکز بر روی خود هستند. حتی نمی توانند دیگران را برای سرگرمی آزار دهند.

در مطالعه ای مشخص شد که ترول ها بیشتر مرد، دارای روان پاتی و سادیسم بالاتر و میزان همدلی عاطفی پایین تر هستند. چیزی که امکان ترول شدن  را فراهم می کند، ناتوانی در تصور خود به جای دیگران و عدم درک احساس قربانیان است. نداشتن توانایی درک و پیش بینی احساس دیگران می تواند ابزاری برای قلدری آنلاین باشد، خصوصاً در افرادی که طبعاً بی عاطفه و بامیزان  روان پریشی بالا هستند.

دیدگاه های روانپزشکی / روانشناختی در خصوص سادیسم

فرضیه در این زمینه این است که ریشه های رفتار در ساختار روانشناختی درونی هر فرد نهفته وژنتیکی است. اگرچه در مورد آموختن یا ارث بردن این ویژگی اختلاف نظر وجود دارد.

 بر خلاف قاتلان  که ممکن است غریبه ها یا کسانی که با آنها رابطه دارند را بکشند، قربانیان قاتل زنجیره ای کمی برای قاتل شناخته شده است. علاوه بر این، قاتلان زنجیره ای تقریباً همیشه جنون دارند. جنون آنها به این شکل است که افرادی  را  به عنوان قربانی انتخاب می کنند که با ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود او را آزار می دهند. خود قربانیان از اهمیت روانشناختی یا نمادین آنها برای قاتل اطلاع ندارند.

جنون  قاتل زنجیره ای به دو شکل اصلی است:

  • یکی اسکیزوفرنی پارانوئید خصمانه است که علل آن ترکیبی از عوامل ژنتیکی، متابولیکی و روانشناختیدارد. علائم آن شامل توهم، هذیان بزرگ منشی  یا آزار و اذیتجنسی  و آزارهای مذهبی است.
  • دیگری سادیسم جنسی است، که در آن قاتل فقط از طریق شکنجه و یا کشتن و مثله کردن به هدف لذت جنسی دست می یابد. ریشه های سادیسم جنسی در هم آمیختگی انگیزه های تهاجمی جنسی و خشونت آمیزبوده و در اوایل کودکی نهفته است. اسکیزوفرنی، که قابل درمان است. اما پیشرفت سادیسم جنسی فقط با مداخله در دوران کودکی از بین می رود.

سایکوپاتی چیست؟

سادیسم | پزشکت

سایكوپاتی كه گاهی اوقات آن را سوشیوپاتی یا اختلال شخصیت ضد اجتماعی می نامند یعنی فردی با شخصیتی بدون حس  پشیمانی و بدون احساس كه نمی تواند به انسانیت افراد دیگر پاسخ دهد. ویژگی های شخصیت روان پریش عبارتند از  دروغگویی، تحریک پذیری، عدم پشیمانی، نبود  گناه و شرم و ناتوانی در ایجاد روابط دوستانه و همدلی با  دیگران.

ویژگی هایی  مانند ضد اجتماعی و روانی ممکن است مربوط به قاتلان زنجیره ای  باشد.  علائمی مانند استرس پس از سانحه اغلب در آنها دیده می شود. سابقه  ی سو استفاده جسمی، جنسی یا روانی شاید مهمترین ویژگی مشترکبیشتر قاتلان زنجیره ای باشد.

در نتیجه دوران کودکی توهین آمیز، قاتلان زنجیره ای یک احساس از دست رفته فراگیر از هویت خود دارند و توانایی کنترل خود را ندارند. این کمبودها خود را در قتل بسیاری از مردم، نشان می دهد. اگرچه گفته می شود که سو استفاده از قاتلان زنجیره ای و آسیب روانی شدید ایجاد شده به دنبال آن  یک محرک ذاتی و درونی است. اما برای وقوع  قتل زنجیره ای  باید یک محرک محیطی نیز وجو داشته باشد. بنابراین، شخصی که مرتکب قتل های زنجیره ای می شود، دارای ناهنجاریهای فیزیولوژیکی مادرزادی ناشی از صدمات جسمی و روانی یا جنسی است. آن ها را به صورت رفتار ضد اجتماعی و یا جنایی، انحراف جنسی فراگیر و متوهم بودن نشان می دهد.

کاربرد سایکوپاتی

از مفهوم سایکوپاتی اکنون در روانپزشکی کیفری و روانشناسی به طور گسترده ای استفاده می شود. ولی به دلیل اشکالات متعدد مورد انتقاد قرار گرفته است. این مفهوم اگرچه بسیاری از خصوصیات رفتاری مرتبط با قاتل زنجیره ای را به طور دقیق توصیف می کند، اما توضیح نمی دهد که چرا بسیاری از کسانی که این ویژگی ها را دارند، قتل انجام نمی دهند. تصور می شود که این تعریف بیش از حد توصیفی و  جنایی است. از نظر مفاهیم اقتصادیاجتماعی کامل نیست و نمی تواند در موارد بالینی یا تحقیقاتی استفاده شود.

اکثریت این قاتلان زنجیره ای  زندگی روزمره ی معمولی دارند. خشونت های جنایی آنها تنها بخشی از داستان زندگی آنها است. همه انسان ها نیمه آگاهانه داستانی از زندگی خود را  برگرفته از فرهنگ و جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم با شخصیت اصلی خود که در موقعیت های مختلف قرار می گیرد، شکل می دهند. داستان زندگی  یک فرد عادی عمدتا  شامل یک داستان از موفقیت ها و ناکامی ها، خانواده، دوستان و شغل او است.

یک قاتل زنجیره ای نیز داستانی از زندگی خود دارد. اما در روایت شخصی او به سایر شخصیت ها نقش فرعی به عنوان اشیای مصرفی می دهد نه به عنوان یک انسان. چنین مجرمی فاقد توانایی  ایجاد روابط مشترک بین فردی است  و این به نوبه خود احساس همدلی با دیگران را برای آنها غیرممکن می کند.

اگر همه ما شخصیت های اصلی درام های خودمان باشیم، روایت های شخصی قاتل زنجبره ای  مضامین صمیمیت و استفاده مناسب از قدرت را ندارد، همدلی و احترام به خود را انکار می کند و دیگران را کمتر از انسان نشان می دهد. بنابراین قربانیان آنها می توانند صرفاً اشیا یا وسایلیو  اهدافی برای جلب رضایت قاتل باشند.  

 طبقه بندی پرخاشگری

سادیسم | پزشکت

یک ابتکار مفیدی برای طبقه بندی پرخاشگری در کلینیک تقسیم آن به سه نوع اصلی است:

  • پرخاشگری از پیش طراحی شده یا سرد
  • پرخاشگری حاصل از ناامیدی
  • پرخاشگری تکانشی
پرخاشگری اولیه

پرخاشگری اولیه، وقتی بخشی از یک الگوی عودکننده باشد، بیشترین ارتباط را با اختلال شخصیت ضد اجتماعی و روان پریشی دارد. هدف آن غالباً سود پولی یا سلطه اجتماعی است. عصبانیت ممکن است به عنوان بخشی از عمل پرخاشگرانه بیان شود، به ویژه هنگامی که این عمل دارای اجزای پرخاشگری واکنشی یا تکانشی باشد، مانند پرخاشگری همراه با هدف انتقام. به ندرت، پرخاشگری مقدماتی ممکن است هدف لذت ناشی از رنج  را داشته باشد.

درمان پرخاشگری از پیش برنامه ریزی شده دشوار است .علاوه بر این، احتمالاً چارچوب درمان، پزشکی قانونی یاروش اجباری است. این به این دلیل است که در صورت نبود چنین چارچوبی، توصیه های درمانیتوسط فرد دنبال نمی شوند. این افراد غالباً قربانیان اشخاص حقوقی هستند که حمایت از آن ها را بر عهده دارند. بنابراین پزشک در این موارد معمولاً به عنوان بخشی از یک تیم، با بخش اداری یا پزشکی قانونی کار می کند.

پرخاشگری حاصل از نا امیدی بیشترین ارتباط را با اختلالات رشد، دمانس و سندرم های عصبی دارد. کاملا تکانشی و بدون اختیار است، اما عوامل تحریک آن به ندرت اجتماعی است. درمان آن غالباً شامل مدیریت موارد محرک است، اما در صورت تشدید ممکن است نیاز به رویکردهای روان درمانی داشته باشد. روان پزشک در این موارد معمولاً با خانواده یا دیگر مراقبین بیمار همکاری می کند. غالباً، بیماربا پرخاشگری حاصل از نا امیدی قادر به دادن رضایت برای درمان نیست، زیرا توانایی ذهنی انجام این کار را ندارد.

پرخاشگری تکانشی

سادیسم | پزشکت

پرخاشگری تکانشی عمدتا یک رفتار اجتماعی است، که به طور معمول توسط یک تعامل اجتماعی تحریک می شود. از آنجا که انسانها موجوداتی اجتماعی هستند و  هویت  آنها با توجه به زمینه اجتماعی تعریف می شود، فرد با پرخاشگری در اجتماع  هزینه های سنگینی را متحمل می شود. به طور طبیعی، این هزینه به  بیمار و همچنین قربانیانپرخاشگری تحمیل می شود: اعضای خانواده، دوستان، همکاران و گاهی اوقات نیز افراد غریبه. با این حال، معمولا  بیمار از هزینه های تجمعی رفتار خود آگاهی ندارد.

معمولا راه درمان این نوع از پرخاشگری خودآگاهی است. بسیاری از بیماران با کمال میل وارد کلینیک می شوند و به دنبال کمک می آیند. پرخاشگری تکانشی ممکن است در برخی ازموارد با کودک آزاری در منزل یا تجاوز همراه باشند. این موارد را می توان موارد خاصی دانست که با درمان پرخاشگری از پیش طراحی شده مشترک هستند. به دلیل پیامدهای منفی پرخاشگری تکانشی، افراد مبتلا به ممکن است از رفتار خود احساس شرم کنند.

پرخاشگری تکانشی احتمالاً به رفتار پرخاشگرانه تمایل دارند. درمان آن معمولاً داوطلبانه است، بنابراین نیاز به رضایت آگاهانه دارد. تمایل فرد برای روان درمانی و مشاوره بسیار مهم است زیرا هیچ رویکرد دارویی برای پرخاشگری تأیید نشده است. بنابراین یک گام اولیه مهم در روند رضایت، آگاهی دادن به بیماردر این مورد است که فعلا  هرگونه درمان پیشنهادی صد در صد موثر نیست.

 یکی از روش های درمان این است که بیمار و یا عضوی از  خانواده به صورت هفتگی فرکانس و شدت رفتار پرخاشگرانه فرد را به روانکاو گزارش کنند. استفاده از این اقدامات منظم می تواند توانایی روان  پزشك  و روانکاو را در تصمیم گیری آگاهانه در مورد درمان افزایش دهد.

منبع :

https://www.sciencedirect.com/topics/psychology/sadism

 


دسته بندی ها : روانشناسی و روانپزشکی