افسردگی

انواع افسردگی و علائم تشخیصی آنها

انواع افسردگی و علائم تشخیصی آنها را بشناسید تا در صورت بروز هر گونه علائمی از افسردگی بتوانید نوع آن و راهکارهای درمانی آن را تشخیص دهید. همه افراد دوره های غم و اندوه عمیق را پشت سر می گذارند. این احساسات بسته به شرایط معمولاً ظرف چند روز یا چند هفته از بین می روند. با این حال، غم و اندوه شدید که بیش از 2 هفته طول می کشد و بر توانایی برای عملکرد فرد تأثیر می گذارد، احتمال دارد نشانه افسردگی باشد.

برخی از علائم رایج افسردگی عبارتند از:

  • کمبود انرژی
  • تغییرات اشتها
  • اختلال در خواب
  • ناتوانی در تمرکز
  • خلق و خوی تاریک
  • کناره گیری از دوستان
  • احساسات عمیق غم و اندوه
  • احساس بی ارزشی یا ناامیدی
  • مشکل در انجام فعالیت های عادی
  • عدم علاقه به چیزهایی که قبلاً از آنها لذت می بردید.
  • فکر کردن زیاد به مرگ یا آسیب رساندن به خود

افسردگی روی همه افراد متفاوت و ممکن است فقط برخی از این علائم را داشته و همچنین احتمال دارد علائم دیگری داشته باشید که در اینجا ذکر نشده است.

به خاطر داشته باشید، داشتن برخی از این علائم گهگاهی بدون افسردگی نیز طبیعی است.اگر علائم شروع به تأثیر بر زندگی روزمره کند، احتمال دارد نتیجه افسردگی باشد.

انواع مختلفی از افسردگی وجود دارد. در حالی که این ها علائم مشترکی ، اما تفاوت های کلیدی نیز دارند.در اینجا نگاهی به انواع افسردگی و نحوه تأثیر آن بر افراد می‌اندازیم.

افسردگی اساسی

افسردگی اساسی یک بیماری شایع و عود کننده است. طبق بررسی ها، حدود17.3 میلیون بزرگسال در ایالات متحده حداقل یک دوره افسردگی اساسی را تجربه کرده اند.

افراد همچنین احتمال دارد به افسردگی اساسی به عنوان زیر اشاره کنند:

  • افسردگی شدید
  • یا افسردگی مزمن
  • افسردگی کلاسیک
  • یا افسردگی تک قطبی

افراد مبتلا به افسردگی اساسی در بیشتر ساعات روز و تقریبا هر روز علائم را تجربه می کنند.مانند بسیاری از شرایط سلامت روان، ارتباط چندانی با آنچه در اطراف رخ می دهد ندارد. شما می توانید یک خانواده دوست داشتنی، دوستان و یک شغل رویایی و زندگی ای داشته باشید که دیگران به آن حسادت می کنند ولی همچنان افسردگی داشته باشید.

حتی اگر دلیل واضحی برای افسردگی وجود نداشته باشد، به این معنی نیست که واقعی نیست یا می توانید به سادگی آن را از بین ببرید.افسردگی اساسی شکل شدیدی از افسردگی است که علائمی مانند:

  • غم یا اندوه
  • تغییرات در اشتها
  • کمبود انرژی و خستگی
  • نگرانی و اضطراب مداوم
  • دردهای غیر قابل توضیح
  • احساس بی ارزشی یا ناامیدی
  • مشکل در خوابیدن یا خواب زیاد
  • افکار مرگ، خودآزاری یا خودکشی
  • از دست دادن علاقه به فعالیت های لذت بخش سابق
  • عدم تمرکز، مشکلات حافظه و ناتوانی در تصمیم گیری

این علائم احتمال دارد ادامه یابد وهفته ها یا حتی ماه ها برخی از افراد می توانند یک دوره افسردگی اساسی داشته باشند، در حالی که برخی دیگر در طول زندگی خود آن را تجربه می کنند. صرف نظر از اینکه علائم چقدر طول می کشد، افسردگی شدید می تواند مشکلاتی در روابط و فعالیت های روزانه ایجاد کند.

در حالی که فرد مبتلا به MDD ممکن است گاهی احساس ناامیدی کند، مهم است که به یاد داشته باشید که این اختلال را می توان با موفقیت درمان کرد.

برای بهبود دیدگاه خود، بسیار مهم است که به برنامه درمانی خود پایبند باشید. جلسات درمانی یا قرار ملاقات های بعدی با متخصص مراقبت های بهداشتی خود را از دست ندهید.

هرگز مصرف داروهای خود را قطع نکنید مگر اینکه درمانگر یا متخصص مراقبت های بهداشتی به شما توصیه

افسردگی مداوم

انواع افسردگی و علائم تشخیصی آنها || پزشکت

اختلال افسردگی مداوم، افسردگی است که تا مدت ها ادامه دارد2 سال یا بیشتر. افراد همچنین احتمال دارد به این بیماری به عنوان دیس تایمیا یا افسردگی مزمن اشاره کنند. افسردگی مداوم ممکن است به اندازه افسردگی شدید احساس نشود، اما همچنان می تواند روابط را تیره و کارهای روزانه را دشوار کند.

برخی از علائم افسردگی مداوم عبارتند از:

  • تغییرات اشتها
  • کناره گیری اجتماعی
  • مشکلات تمرکز و حافظه
  • غم و اندوه عمیق یا ناامیدی
  • عزت نفس پایین یا احساس بی کفایتی
  • تغییر در الگوهای خواب یا انرژی کم
  • مشکل در عملکرد در مدرسه یا محل کار
  • ناتوانی در احساس شادی، حتی در مواقع شاد
  • عدم علاقه به چیزهایی که زمانی از آنها لذت می بردید.

اگرچه این یک نوع افسردگی طولانی مدت است، اما علائم می تواند ماه ها قبل از بدتر شدن مجدد، شدت کمتری داشته باشد. برخی از افراد قبل یا در حین ابتلا به اختلال افسردگی مداوم، دوره‌هایی از افسردگی اساسی را نیز تجربه می‌کنند. به این حالت افسردگی مضاعف می گویند.

افسردگی مداوم سال ها طول می کشد، بنابراین افراد مبتلا به این نوع افسردگی شاید احساس کنند علائم فقط بخشی از نگرش عادی آنها به زندگی است.

افسردگی شیدایی یا اختلال دوقطبی

در افسردگی شیدایی شامل دوره‌هایی از شیدایی یا هیپومانیا است که در آن شما بسیار خوشحال هستید. این دوره ها با دوره های افسردگی متناوب می شوند. افسردگی شیدایی نامی قدیمی برای اختلال دوقطبی و هیپومانیا شکل کمتر شدید شیدایی است.علائم فاز شیدایی عبارتند از:

  • انرژی بالا
  • تفکر بزرگ
  • کاهش خواب
  • تحریک پذیری
  • متقابل افکار و گفتار
  • افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس
  • احساس شادی، “بالا بودن” یا سرخوشی
  • رفتار غیرعادی، مخاطره آمیز و خود ویرانگر

برای اینکه یک متخصص پزشکی شما را مبتلا به اختلال دوقطبی I تشخیص دهد، باید یک دوره شیدایی را تجربه کنید که 7 روز طول می کشد یا در صورت نیاز به بستری شدن در بیمارستان دارید. احتمال دارد قبل یا بعد از دوره شیدایی یک دوره افسردگی را تجربه کنید.

دوره های افسردگی علائمی مشابه افسردگی اساسی دارند، از جمله:

  • خستگی
  • کمبود انرژی
  • کاهش فعالیت
  • افکار خودکشی
  • مشکلات خواب
  • مشکل در تمرکز
  • احساس غم و اندوه یا پوچی
  • از دست دادن علاقه به فعالیت های لذت بخش قبلی

در موارد شدید، اپیزودها می تواند شامل توهم و هذیان باشد. همچنین می توانید دوره های مختلط داشته باشید که در آن هم علائم  شیدایی و هم افسردگی دارید.

توهم زمانی است که چیزهایی را می بینید، می شنوید، بو می کنید، می چشید یا احساس می کنید که واقعا وجود ندارند. نمونه ای از این می تواند شنیدن صداها یا دیدن افرادی باشد که حضور ندارند. هذیان یک باور نزدیک است که آشکارا نادرست یا منطقی نیست. اما برای کسی که روان پریشی را تجربه می کند، همه این چیزها بسیار واقعی  هستند.

روان پریشی افسردگی

انواع افسردگی و علائم تشخیصی آنها || پزشکت

برخی از افراد مبتلا به افسردگی شدید ممکن است دوره های روان پریشی را تجربه کنند. این می تواند شامل توهم و هذیان باشد.

متخصصان پزشکی از این اختلال به عنوان اختلال افسردگی اساسی با ویژگی های روان پریشی یاد می کنند. با این حال، برخی از ارائه دهندگان هنوز از این پدیده به عنوان روان پریشی افسردگی یا افسردگی روان پریشی یاد می کنند.

افسردگی همراه با روان پریشی می تواند علائم فیزیکی نیز ایجاد کند، از جمله مشکلات در نشستن یا کند شدن حرکات بدنی.

روان پریشی ترکیبی از علائم است که منجر به اختلال در رابطه با واقعیت می شود. این می تواند نشانه ای از اختلالات جدی سلامت روان باشد. افرادی که روان پریشی را تجربه می کنند ممکن است توهم یا هذیان داشته باشند.

توهمات تجربیات حسی هستند که در غیاب یک محرک واقعی رخ می دهند. به عنوان مثال، فردی که توهم شنوایی دارد ممکن است صدای فریاد مادرش را در زمانی که مادرش در اطرافش نیست بشنود. یا کسی که توهم بصری دارد ممکن است چیزی را ببیند، مانند فردی که در مقابل خود قرار دارد، که در واقع آنجا نیست.

فردی که روان پریشی را تجربه می کند ممکن است افکاری نیز داشته باشد که برخلاف شواهد واقعی باشد. این افکار به عنوان هذیان شناخته می شوند. برخی از افراد مبتلا به روان پریشی نیز ممکن است از دست دادن انگیزه و کناره گیری اجتماعی را تجربه کنند.

این تجربیات می تواند ترسناک باشد. آنها همچنین ممکن است باعث شوند افرادی که روان پریشی را تجربه می کنند به خود یا دیگران صدمه بزنند.

افسردگی پری ناتال

اختلال افسردگی اساسی با شروع در نزدیکی زایمان، در دوران بارداری یا در عرض 4 هفته پس از زایمان رخ می دهد. افراد احتمال دارد به این افسردگی پس از زایمان اشاره کنند، اما این اصطلاح فقط در مورد افسردگی پس از زایمان صدق نمی کند. اما افسردگی پری ناتال ممکن است رخ دهددر حالی که باردار هستید.

تغییرات هورمونی در دوران بارداری و زایمان می تواند باعث ایجاد تغییراتی در مغز شده  که منجر به نوسانات خلقی می شود. کمبود خواب و ناراحتی جسمی که اغلب با بارداری و تولد نوزاد همراه است نیز کمکی نمی کند.

علائم افسردگی پری ناتال می تواند به شدت علائم افسردگی اساسی باشد و شامل موارد زیر است:

  • غمگینی
  • فرسودگی
  • اضطراب
  • خشم یا عصبانیت
  • افکار آسیب رساندن به خود یا نوزاد
  • مشکل در مراقبت از خود یا نوزاد جدید
  • نگرانی شدید در مورد سلامت و ایمنی نوزاد

افرادی که فاقد حمایت یا قبلاً افسردگی داشته اند در معرض خطر ابتلا به افسردگی پری ناتال هستند، اما احتمال دارد برای هر فردی که باردار است یا تازه زایمان کرده باشد، رخ دهد.

اختلال ناخوشی پیش قاعدگی

اختلال پیش از قاعدگی (PMDD) شکل شدید سندرم پیش از قاعدگی (PMS) است. در حالی که علائم PMS می تواند هم جسمی و هم روانی باشد ولی علائم PMDD عمدتاً روانی هستند.

این علائم روانی شدیدتر از علائم مرتبط با PMS هستند. به عنوان مثال، برخی از افراد احتمال دارد در روزهای منتهی به پریود  احساسات بیشتری داشته باشند. با این حال، فرد مبتلا به PMDD ممکن است سطحی از افسردگی و غم و اندوه را تجربه کند که مانع از انجام کارهای روزمره شود.

سایر علائم احتمالی PMDD عبارتند از:

  • نفخ
  • سردرد
  • کمبود انرژی
  • غم و ناامیدی
  • حساسیت سینه
  • مشکلات خواب
  • مشکل در تمرکز
  • گرفتگی عضلات
  • نوسانات خلقی شدید
  • درد مفاصل و عضلات
  • هوس غذایی یا پرخوری
  • حملات پانیک یا اضطراب
  • تحریک پذیری و عصبانیت

مشابه افسردگی پری ناتال، PMDD احتمال دارد با تغییرات هورمونی مرتبط باشد. علائم آن اغلب درست پس از تخمک گذاری شروع و پس از شروع قاعدگی شروع به کاهش می کند.

برخی افراد PMDD را فقط به عنوان یک مورد بد PMS نادیده می گیرند، اما PMDD می تواند بسیار شدید شود و شامل افکار خودکشی باشد.

افسردگی فصلی

انواع افسردگی و علائم تشخیصی آنها || پزشکت

افسردگی فصلی یا اختلال عاطفی فصلی مربوط به فصول خاصی است. متخصصان پزشکی از این اختلال به عنوان اختلال افسردگی اساسی با الگوی فصلی یاد می کنند.

برای اکثر افراد مبتلا به افسردگی فصلی، این معمولا در ماه های زمستان رخ می دهد.علائم اغلب در پاییز شروع، زیرا روزها کوتاه تر می شوند و در زمستان ادامه می یابند. علائم عبارتند از:

  • افزایش وزن
  • کناره گیری اجتماعی
  • افزایش نیاز به خواب
  • احساسات روزانه غمگینی، ناامیدی یا بی لیاقتی

افسردگی فصلی احتمال دارد با ادامه فصل بدتر و منجر به افکار خودکشی شود. هنگامی که بهار شروع می شود، علائم بهبود می یابند. این می تواند به تغییرات در ریتم بدن در پاسخ به افزایش نور طبیعی مربوط باشد.

علت دقیق SAD (MDD با الگوی فصلی) ناشناخته است. عوامل مؤثر می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. با این حال، افرادی که در مناطقی از کشور زندگی می‌کنند که شب‌های زمستانی طولانی دارند (به دلیل عرض‌های جغرافیایی بیشتر) و نور خورشید کمتر است، احتمال بیشتری دارد که این بیماری را تجربه کنند. به عنوان مثال، SAD در کانادا و آلاسکا شایع تر از فلوریدا است.

تصور می شود که نور بر SAD تأثیر می گذارد. یک نظریه این است که کاهش قرار گرفتن در معرض نور خورشید بر ساعت زیستی طبیعی که هورمون ها، خواب و خلق و خوی را تنظیم می کند، تأثیر می گذارد. نظریه دیگر این است که مواد شیمیایی مغز وابسته به نور در مبتلایان به SAD بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرند.

افرادی که اعضای خانواده آنها سابقه شرایط روانی دارند نیز در معرض خطر بیشتری برای SAD هستند.

افسردگی موقعیتی

افسردگی موقعیتی یا اختلال سازگاری با خلق افسرده، از بسیاری جهات شبیه افسردگی اساسی است.با این حال، افسردگی موقعیتی توسط رویدادها یا موقعیت های خاص ایجاد می شود، مانند:

  • مرگ یکی از عزیزان
  • همراه با مشکلات حقوقی گسترده
  • مشکلات مربوط به طلاق یا حضانت فرزند
  • قرار گرفتن در روابط آزاردهنده عاطفی یا فیزیکی
  • بیکار بودن یا مواجهه با مشکلات مالی جدی
  • یک بیماری جدی یا سایر رویدادهای خطرناک و جدی

البته، طبیعی است که در طول رویدادهایی مانند این احساس غمگینی و اضطراب داشته باشید یا حتی از دیگران کناره گیری کنید. با این حال، افسردگی موقعیتی زمانی رخ می دهد که این احساسات شروع به عدم تناسب با رویداد محرک کرده و در زندگی روزمره اختلال ایجاد کنند.

علائم افسردگی موقعیتی معمولاً در عرض 3 ماه از رویداد اولیه شروع می شود و می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • درد ها
  • اضطراب
  • گریه مکرر
  • غم و ناامیدی
  • تغییرات اشتها
  • ناتوانی در تمرکز
  • مشکل در خوابیدن
  • کناره گیری اجتماعی
  • کمبود انرژی و خستگی

افسردگی غیر معمول

انواع افسردگی و علائم تشخیصی آنها || پزشکت

افسردگی غیر معمول به افسردگی اطلاق می شود که به طور موقت در پاسخ به رویدادهای مثبت از بین می رود. احتمال دارد پزشک از آن به عنوان یک اختلال افسردگی اساسی با ویژگی های غیر معمول یاد کند.

علیرغم نامش، افسردگی آتیپیک غیر معمول یا نادر نیست. همچنین به این معنا نیست که کم و بیش جدی تر از انواع دیگر افسردگی است.

ابتلا به افسردگی غیر معمول می تواند چالش برانگیز باشد زیرا ممکن است برای دیگران (یا برای خودتان) همیشه “افسرده به نظر نرسید”. همچنین می‌تواند در طول دوره‌ای از افسردگی شدید یا با افسردگی مداوم رخ دهد.سایر علائم افسردگی غیر معمول می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • بیخوابی
  • دردهای مختلف
  • تصویر بدن ضعیف
  • افزایش اشتها و وزن
  • اختلال در غذا خوردن
  • خوابیدن خیلی بیشتر از حد معمول
  • احساس طرد شدن و حساسیت به انتقاد
  • سنگینی در بازوها یا پاها که یک ساعت یا بیشتر در روز طول می کشد.

افسردگی غیر معمول در گذشته نوعی افسردگی در نظر گرفته می شد. انجمن روانپزشکی آمریکا دیگر افسردگی غیر معمول را به عنوان یک اختلال جداگانه به رسمیت نمی شناسد. در عوض، این بیماری اکنون افسردگی اساسی با ویژگی های غیر معمول نامیده می شود.

اختلال افسردگی اساسی (MDD) یک اختلال روانی است که می تواند بر نحوه تفکر، احساس و رفتار افراد تأثیر بگذارد. افراد مبتلا به MDD اغلب علاقه خود را به انجام فعالیت هایی که معمولاً از آنها لذت می برند و در انجام کارهای روزمره دچار مشکل می شوند، از دست می دهند. گاهی اوقات، ممکن است احساس کنند که زندگی ارزش زیستن ندارد. این علائم ممکن است با زندگی روزمره تداخل داشته باشد و بر سلامت جسمی و روحی تأثیر بگذارد.

علائم MDD با ویژگی های غیر معمول مشابه علائم MDD کلاسیک است. با این حال، یک تفاوت اساسی وجود دارد. در افرادی که MDD با ویژگی های غیر معمول دارند، خلق و خوی می تواند در پاسخ به شرایط و رویدادهای مثبت بهبود یابد. بعید است که یک تغییر مثبت خلق و خوی افراد مبتلا به MDD کلاسیک را تقویت کند.

چگونه بفهمم کدام نوع افسردگی را دارم؟

اگر فکر می کنید احتمال دارد هر نوع افسردگی داشته باشید، مهم است که با یک پزشک پیگیری کنید. همه انواع افسردگی که در این مقاله مورد بحث قرار گرفت قابل درمان هستند، اگرچه ممکن است مدتی طول بکشد تا درمان مناسب پیدا شود.

اگر یک دوره قبلی افسردگی را تجربه کرده اید و فکر می کنید احتمال دارد دوباره رخ دهد، فورا به یک درمانگر یا یک متخصص سلامت روان دیگر مراجعه کنید.

اگر قبلاً هرگز افسردگی نداشته اید، با یک پزشک مراقبت های اولیه شروع کنید. برخی از علائم افسردگی می تواند به یک وضعیت جسمانی زمینه ای مرتبط باشد که باید مورد توجه قرار گیرد.

سعی کنید تا جایی که می توانید اطلاعات بیشتری در مورد علائم خود به پزشک بدهید. در صورت امکان ذکر کنید:

  • هر بیماری زمینه ای دیگری که دارید.
  • زمانی که برای اولین بار متوجه علائم شدید.
  • چگونه زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار داده اند.
  • هر گونه اطلاعات در مورد سابقه بیماری روانی در خانواده
  • تمام داروهای تجویزی و بدون نسخه ای که مصرف می کنید، از جمله مکمل ها و گیاهان دارویی

سعی کنید همه چیز را به پزشک خود بگویید. این به آنها کمک می کند تا تشخیص دقیق تری بدهند و شما را به نوع مناسب متخصص سلامت روان ارجاع دهند.

نقش ژنتیک در افسردگی

انواع افسردگی و علائم تشخیصی آنها || پزشکت

وراثت – ترکیب ژنتیکی یک فرد، که توسط  ژن‌ها به ارث رسیده و از هر دو والدینش تعیین می‌شود – می‌تواند یکی از عوامل اصلی تمایل فرد به ابتلا به افسردگی باشد.

بررسی های  دوقلو نشان می دهد که وراثت حدود 40 تا 50 درصد عامل افسردگی است و مطالعات خانوادگی نشان داده  که افسردگی در یکی از بستگان درجه اول (والدین، خواهر و برادر یا فرزندان) می تواند نشان دهد که احتمال ابتلای فرد به اختلال افسردگی اساسی دو تا سه برابر بیشتر است. علاوه بر این، شدیدترین اشکال افسردگی بیشتر از عوامل دیگر توسط ژنتیک تحریک می شود.

اما افسردگی پیچیده و اغلب در نتیجه تأثیرات ژنتیکی و محیطی ایجاد می شود. افسردگی می تواند ناشی از خشونت، سوء استفاده، بی توجهی، فقر، یا طیفی از عوامل دیگر باشد. اینها احتمال دارد شامل موارد زیر باشد:

  • بارداری یا زایمان
  • چندین بیماری زمینه ای
  • رویدادهای آسیب زا یا دوره های بسیار استرس زا در زندگی
  • ساختارهای متفاوت مغز یا عدم تعادل شیمیایی

ژن‌هایی که به‌عنوان عامل افسردگی شناسایی شده‌اند، نقش‌های نسبتاً متوسطی دارند، با این حال هیچ شواهد محکمی برای “ژن افسردگی” وجود ندارد که باعث علائم افسردگی در هر فردی شود که ممکن است حامل آن باشد.

بر اساس بررسی های متعدد در طول سالها، افسردگی اغلب در زنان دو برابر مردان شایع تر است. اما روشن نیست که چرا شکاف ظاهری وجود دارد یا اینکه آیا اندازه شکاف دقیقاً به تصویر کشیده شده یا حتی اصلاً وجود دارد.

توضیحات احتمالی برای شکاف ظاهری نشان می‌دهد که چگونه افسردگی می‌تواند توسط بیولوژی و تجربیات، بدون توجه به عوامل ژنتیکی تقویت شود. بررسی جامع این تحقیق نشان می‌دهد که تفاوت جنسیتی، همانطور که در تشخیص‌ها اندازه‌گیری می‌شود، از نوجوانی شروع  و به‌ویژه برای دخترانی حاد است که زودتر وارد بلوغ شوند. این شکاف جنسیتی در دوران نوجوانی بیشتر می شود. استرس ناشی از بلوغ می تواند نقش داشته باشد – نه فقط تغییرات هورمونی و فیزیکی، بلکه آزار جنسی را دختران می تواند در حین رشد تجربه کنند.

علاوه بر همه این‌ها، کلیشه‌ها احتمال دارد به یک سوگیری با دو پیامد مضر دامن بزنند، که به موجب آن دختران و زنان ممکن است به راحتی به افسردگی مبتلا شوند، در حالی که می‌توان آن را در پسران و مردان نادیده گرفت یا از آن چشم پوشی کرد.

نقش ژنتیک در درمان ها

هدف روانپزشكان قبل از درمان فرد مبتلا به افسردگي، تعيين شدت بيماري، علل احتمالي آن و از بين چند نوع افسردگي است. اختلال دوقطبی وجود دارد که دارای فاز افسردگی است که با فاز شیدایی طرف مقابل همراه است. انواع دیگر افسردگی تک قطبی نامیده می شوند و فاقد شیدایی مربوطه هستند.

افسردگی تک قطبی می تواند نسبتاً کوتاه مدت و در اثر یک رویداد یا یک وضعیت موقتی ایجاد ، اما دو هفته حداقل برای تشخیص در نظر گرفته می شود. اختلال افسردگی مداوم که به آن دیستیمیا نیز گفته ، برای مدت طولانی شروع می شود و به طور خاص، حداقل دو سال طول می کشد. نظم افسردگی فصلی (SAD) معمولاً مربوط به شروع زمستان است و می تواند تکرار شود.

دانستن اینکه آیا ژنتیک نقش مهمی در افسردگی افراد بازی می‌کند می‌تواند به روانپزشک کمک کند مؤثرترین پیشگیری‌ها و درمان‌ها را تجویز کند. درمان‌ها شامل گفتار درمانی برای موارد خفیف‌تر، دارو برای اصلاح شیمی مغز، و درمان شناختی رفتاری است که تشخیص افکار و رفتارهای منفی را تحریک می‌کند و سپس قصد دارد آنها را تغییر دهد.

سخن آخر

اگر افسردگی در خانواده  وجود دارد، باید آگاه اما بی جهت نگران نباشید. هیچ کس به طور مستقیم افسردگی را به ارث نمی برد. در حالی که وراثت می تواند فرد را مستعد، و احتمال افسردگی را بیشتر کند، بسیاری از عوامل دیگر و راه هایی برای غلبه بر این بیماری نقش دارند. اگر علائم افسردگی را در یکی از نزدیکان خود مشاهده کردید، ضروری است که از یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی کمک بگیرید.

منبع
https://www.healthline.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا